ابرام کا ناراحت نشو

برای تو ابرام ... ابرام تهامی

خیلی دلگیر نشو مرد! بیشتر از این نشکن که شانه های شکسته تو خیلی سال است دیگر توان این حرف های اینها را ندارد.
تو را چه به تلویزیو

ن ملی ابرام؟ تو که نه موهایت را کاشته بودی و مدل داده بودی نه ابروهایت را برداشته بودی...

ابرام د لامصب تو که همان ابرام چارپای خودمان بودی ک به ولله راست گفتی همه را دریبل می زدی و توی زمین خاکی ها به عشق بچه های آبادان با آن ها فوتبال بازی می کردی و دریبل می کردی و ما عشق می کردیم با تو! کدام یکی از بچه های تانکی دو آبادان است که دریبل های تو را یادش رفته باشد؟ د لاف کجا ابرام؟ حداقل من که می دانم چطور نابودت کردند ولی تو که هنوز ساده ای برادر! بابا یادبگیر قالتاغ باش!
خیلی چیزها عوض شده ... انگار نبودی اینجا!
نمی دانستی؟ کسی به تو نگفته بود اینها خیلی سال است دیگر به امثال من و تو می خندند؟ اینها به همه چیز می خندند، به همه کس می خندند! این ها حتی به بدبختی های خودشان هم می خندند چه برسد به من و تو ...

ابرام کـُوکا فکر کردی همه آدم ها همان بچه های با عشق تانکی دو آبادان هستند که بفهمند چه می گویی؟ اینجا خودت باشی می شکنندت! باید برای همه شان نقش بازی کنی ... ابرام تو که بعد از جام جهانی نه مثل خیلی از این ها که تلویزیون نرفتی و مصاحبه بکنی یا در خانه تان به خاطر یک گل زدن به امریکا آنطور آذین ببندند!
زمین هایت را خرج استقلال اهواز کردی یا نکردی ابرام؟ چرا این ها را نگفتی؟ چرا از آن پسر بچه فلج نگفتی که بغلش می کردی و فوتبال بازی می کردی که دلش شاد شود؟ دوربین نبود از تو عکس بگیرد، فیس بوک نبود که آپلود شود عکس هایت و گرنه الان کریمی و مجیدی بودی.

ابرام تو که حتی توی شهرت یک خانه نداری و مجبوری توی شیراز زندگی کنی!
دلگیر نشو ابرام که این ها خیلی وقت است عادت کرده اند به خندیدن! جک ساختن ... این ها برای خودشان هم جک می سازند! این ها برای حسین فهمیده ها هم جک ساختند ... برای جهان آرا ها هم جک ساختند! من و تو که هیچ! عمق فاجعه را ببین ابرام!

برای این ناراحت شو مشکل این ها دریبل کردن های چهارده نفره تو نیست ابرام ... دلگیر نشو! این ها به لهجه ما خندیدند! به سادگی ما خندیدند! به دل پاک تو خندیدند! که چقدر نجیبی ...
اینجا خیلی وقت است دیگر مردم به سادگی ها و مردانگی ها می خندند! همین ها سال هاست دارند به لهجه صمد مرفاوی ها می خندند ... به لهجه پرویز مظلومی ها می خندند ... به لهجه ابراهیم های قاسمپور می خندند! این ها حتی به حرف زدن مادر مظلوم جهان آرا هم خندیدند چند سال پیش!
درد این ها این بود که تو خوزستانی بودی که حرف هایت را باز به شوخی گرفتند! که اگر مال آن شهر بالایی ها بودی که الان بعد از ده سال در تلویزیون پیدایت نمی شد! هر شب کارشناس بودی!
که حتی فردوسی پور به خودش اجازه بدهد با طعنه به تو بگوید دیگر خیلی آبادانی هستی! آره آقای فردوسی پور! ما همه مان خیلی آبادانی هستیم ... اما نه به آن تعبیر زشت و زننده شما ...

ابرام کـُوکا این ها قهرمان خارجی دلشان می خواهد! پتروس های خیالی خودشان را می خواهند توی کتاب هایشان تا دریاقلی های واقعی ما را ...

تو هم اگر توی تلویزیون شان یک ته ریش میذاشتی! موهایت اینطور از قحطی روزگار نریخته بود! به جای مــُو گفتن هایت چهار بار، مـَن مـَن می کردی! یکم زبان داشتی امروز قهرمان فیس بوکی شان بودی! که افشاگری کرده بود
دلگیر نشو برادر ... که سهم من و تو و ما خوزستانی ها خیلی سال است پیش این جماعت شده خندیدن به ما! به همه چیز!
این ها همان موقع که پول نفت زمین خاکی های شهر تو را بردند و آزادی و نقش جهان و یادگار امام ها ساختند هم پشت سرشان به ما خندیدند!

دلگیر نشو همشهری ... غصه نخور به حرف های این ها! که حرف تو را ما خوب فهمیدیم! زبان نداشتی که اگر داشتی الان ابراهیم تهامی نبودی ... زیر نویس می کردند ژنرال ابرام، امپراطور ابرام، شوالیه ابرام، جادوگر ابرام و ...
دلگیر نشو که من و تو دردی عمیق داریم! دردی به وسعت تمام بشکه های نفت! و تمام زمین خاکی هایی که توی آن فوتبال بازی کردی ...
/ 5 نظر / 86 بازدید
مهرنوش

بله میدونم که دده یعنی چی چون مهدی به خواهرش میگه دده اونجوریا هم که فکر میکنین نیستا[مغرور] دلگیر نشو که من و تو دردی عمیق داریم! دردی به وسعت تمام بشکه های نفت! و تمام زمین خاکی هایی که توی آن فوتبال بازی کردی ...[ناراحت]

مریم

این متن عالی بود مهدی ولی جاش اینجا نیست یه جایی که همه ببینن

سالک

باسلام، متن شما خیلی جالب و در عین حال دردآور بود، بخصوص اینکه نوشته بودین «... اینها به دردها و بدبختی های خودشون هم می خندند !! .» خیلی خیلی جای تأسف داره، من لرستانی هستم و مقیم کرمانشاه، باورکنین شب و روزی نیست که صدا و سیمای باوجدان ضرغامی به ما لرها و بعضی وقتها به کردها توهین نکنه !! ما هم خیلی غصه داریم. از این بیخودی ها و بی انصافی ها !!؟

شیما

سلام داشتم دنبال عکسی از آبادان می گشتم که کمی دلمو خوش کنم این متن رو دیدم دلم گرفت چقدر آبادان,, و حتی کلا خوزستان ,, پر است از همین گونه ابرام تهامی ها [ناراحت]

شیما

گاهی وقتا دل من پر میرنه میره ایران خونمون سر میزنه بر میگرده دوباره در میزنه میگه اون شهر شما خوب جایی بودخوب جاییه خونتون هنوز پر از زیبایی بود پر از زیباییه دو سه تا گل توی باغچه است هنوزم عکس تو بر سر طاقچه است هنوزم میگه مادر دو تا چشماش به دره که عزیزش هنوزم در سفره شبا وقتی به چشاش خواب نمیره حافظ و ور میداره فال میگیره ؛ یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور گاهی وقتا که هوایی میشه دلفکر فردای رهایی میشه دل در پی عقده گشایی میشه دل گریه رو سر میده حق حق میکنه اگه گریه نباشه دق میکنه وقتی که چشمامو پر آب میکنه لالایی میگه منو خواب میکنه توی خواب مادره چشماش به دره که عزیزش هنوزم در سفره شبا وقتی به چشاش خواب نمیره دوباره با حافظش فال میگیره این دل غم دیده حالش به شود دل بد مدار وین سر شوریده باز آید به کنعان غم مخور