شهر قشگ خودمون 9

اول جاده خسروآباد که میافتی یه پارکی جدیدا زدن که اسمشو گذاشتن پارک راهیان نور..

پشت این فضای سبز نسبتا قشنگ جایی هستش به نام تانک فارم که معنی فارسیش میشه مزرعه مخازن نفت .

درگذشته و قبل از شروع جنگ تحمیلی از این تانک فارم استفاده میشده و تقریبا انبار اصلی جمع آوری نفت خام و تصفیه شده پالایشگاه آبادان محسوب میشده .

الان و بعد از اتمام جنگ هشت ساله تصویر جالبی از این مزرعه مخازن نفت پیش روی مردم نیست و شده تلی از آهن پاره هایی که خیلی حرف دارن برا مردم ایران و بهتر میشه گفت جهان .

 

حرفهایی از دورانی نه چندان دور که با تمام خوبی و بدیهاش رفت و جای خودشو به جنگی اجباری و تحمیلی داد که استقامت مردم این خطه رو به رخ همه بکشه و از رشادتهاشون حرفی برا زدن داشته باشه ...
.... ولی افسوس که دیگه هیچ گوشی برا شنیدن حرف دل پاره پاره این مزر
عه و مخازنش نیست و هر روز این زخم دلشو که کهنه شده رو داره با فرسوده شدنش به دل سیاه تاریخ میره.

سرتونو درد نیارمو نمیخوام براتون قصه تعریف کنم ..

ولی هر وقت مسیرم میخوره به اونجا و این صحنه هارو میبینم درد دلم تازه میشه به خودم میگم  چرا شهری که موقعی برا خودش مهد خیلی چیزا بوده و تو خیلی چیزا از نخستین ها و اولین ها بوده باید الان با درد خودش بسوزه و بسازه.

زیاد سرتونو درد نیارم و زیاده گویی نکنم .

آبادان دوست داریم با آب شورت
آبادان تیکه ای بلکه تمام وجود ماست
دوستون دارم به اندازه آبادان

/ 1 نظر / 25 بازدید
abadanman

و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل!...[ناراحت]